خاطراتی ناب از شهدا

در حدیث قدسی آمده:

قدسی آمده: اخلاص سری از اسرار من است که در دل بندگان خویش به امانت نهاده ام. خالصانه برای خدا کار می کرد. احمد آقا سخت ترین کارها را در مسجدانجام میداد.

یک بار یادم هست که می خواست بخاری مسجد را روشن کند. یک دفعه....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۸
محمد قلیزاده

ایام حضور هادی در نجف به چند دوره تقسیم می شود. حالات و احوال او در این سه سال حضور او بسیار متفاوت است. زمانی تلاش داشت تا یک کار در کنار تحصیل پیدا کند و درآمد داشته باشد.

کار برایش مهیا شد، بعد از مدتی کار ثابت با حقوق مشخص را رها کرد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۹
محمد قلیزاده

شما سرباز امام زمانی

 آن شب من، «سیدرحمان هاشمی» و دو نفر دیگر نوبت نگهبانی مان بود. طی روز زیاد کار انجام داده بودیم و خستگی ناشی از کار زیاد باعث شد، سر نگهبانی، همه خواب مان ببرد. پاس بخش با دیدن ما چهار نفر که خواب بودیم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۱
محمد قلیزاده


شهید مهدی باکری فرمانده دلیر لشکر 31 عاشورا ، بر اثر اصابت تیر ، از ناحیه کتف مجروح شده بود. یک روز تصمیم گرفت برای سرکشی و کسب اطلاع از انبارهای لشکر بازدید کند مسئول انبار ، پیرمردی بود به نام حاج امر ا... با محاسنی سفید که با هشت جوان بسیجی در حال خالی کردن کامیون مهمات بود ، او که آقا مهدی را نمی شناخت تا دید ایشان در کناری ایستاده و آن ها را  تماشا می کند...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۴

ساعت 12 شب بودکه متوجه شد من حال خوشی ندارم. سریع خودش را رساندوبا موتورش امد دنبالم.تانیمه شب مرا در خیابان ها چرخاند وگپ زد تا حالم بهتر شود،هوا سرد شدویک تیشرت فقط تنش بود،داشت می لرزیداما خم به ابرو نیاورد وگله ای نکرد. بیشتر از اینکه به فکر خودش باشد به فکر دیگران بود.ازمعرفت چیزی کم نمیگذاشت.

شهید دهقان امیری

منبع:کتاب ابو وصال

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۱