خاطراتی ناب از شهدا

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محمد رضا» ثبت شده است

شما سرباز امام زمانی

 آن شب من، «سیدرحمان هاشمی» و دو نفر دیگر نوبت نگهبانی مان بود. طی روز زیاد کار انجام داده بودیم و خستگی ناشی از کار زیاد باعث شد، سر نگهبانی، همه خواب مان ببرد. پاس بخش با دیدن ما چهار نفر که خواب بودیم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۱
محمد قلیزاده

ساعت 12 شب بودکه متوجه شد من حال خوشی ندارم. سریع خودش را رساندوبا موتورش امد دنبالم.تانیمه شب مرا در خیابان ها چرخاند وگپ زد تا حالم بهتر شود،هوا سرد شدویک تیشرت فقط تنش بود،داشت می لرزیداما خم به ابرو نیاورد وگله ای نکرد. بیشتر از اینکه به فکر خودش باشد به فکر دیگران بود.ازمعرفت چیزی کم نمیگذاشت.

شهید دهقان امیری

منبع:کتاب ابو وصال

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۱